احمد بن محمد حسينى اردكانى

118

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

متّصل و منفصل خلق شده باشند وجود هيولى لازم نمىآيد . لهذا مىتوان گفت كه چه مانع است از آنكه اتّصال و انفصال اين اجسام فطرى خلقى باشد و در خارج بعد از وجود قابل اين معنى نباشد به اعتبار عروض امرى از قبيل صور نوعيّه در افلاك ، بلكه به اعتبار امرى ذاتى مثل عدم وجود قابل فصل و وصل . و يكى از اعاظم فضلاء متأخرين « 1 » گفته است كه قبول قسمت وهميّه مساوق است با قبول قسمت انفكاكيّه بالفعل نظر به نفس طبيعت امتداد [ 27 ] و اگر مانعى لازم يا مفارق از آن منع نمايد ، زيرا كه اگر مانع ذاتى باشد بايد كه فرض انقسام در آن از قبيل اوهام اختراعيّه باشد . چه فرقى ميان آن و ميان فرض انقسام در مفارقات نخواهد بود . و شكّى در آن نيست كه فرض انقسام وهمى در اين اجسام از فروضى است كه منتزع منه دارد ، خصوصا در صورتى كه منشأ آن اختلاف عرضين باشد . و بر اين جواب انتقاض نموده‌اند به زمان كه قابل قسمت وهمى است و قسمت خارجى را قبول نمىكند . و اگر مسلّم داريم كه قبول قسمت وهمى با تجويز قسمت خارجى مساوق است ، مىگوييم كه تجويزات عقل هيچ يك مستلزم امكان ذاتى نيستند ، چه جاى امكان استعدادى . و چه بسيار امورى كه عقل در بادى النّظر تجويز آن مىنمايد و بعد از اقامهء برهان امتناع آن ظاهر مىشود . و ايضا مىگوييم كه هرگاه امر ممتد قابل انفكاك خارجى نباشد ، نبايد كه توهّم قسمت در آن از قبيل توهّم در مجرّدات باشد ، زيرا كه آن ممتد است و مجرّد از جنس امتداد خارج و صاحب وضع نيست . پس توهّم قسمت در آن اختراع محض خواهد بود . و بعضى گفته‌اند كه وجود تخلخل و تكاثف حقيقى در اجسام به دلالت تجربه در قارورهء ممصوصه در جذب آب و در قمقمهء صيّاحه ، بعد از سدّ رأس و وضع در نار ، دليل بر ابطال اجسام ذيمقراطيسيّه است . و ايضا گفته‌اند كه اگر هر يك از اين اجسام بسيط باشند كه در شكل كروى باشند ، چنان كه بعد از اين بيان كرده خواهد شد و از اجتماع كرات اتّصال تام حاصل نمىشود ، بلكه

--> ( 1 ) . مير محمد باقر داماد ( م ) .